سفره رنگارنگ!/ خاطره
خاطره ای کوتاه از شهید رجایی در کتاب خدمت از ماست، صفحه 31
تهران -حیاتهمه سر
سفره منتظر بودند. رجایی تازه حرفش با مردم تمام شده بود.
حالا نشسته
بود و به سفره نگاه می کرد. دو نوع خورشت با کمی مخلّفات.
گفت:
«چرا اینهمه غذای متنوع؟! برای چی سر سفره ای بنشینیم که بسیاری از این مردم هنوز
به این جور غذاها دسترسی ندارند.»
یکی
گفت: «این غذاها که ساده هستند.»
رجایی
هم در جوابش گفت: «الآن انقلاب شده و ارزش ها تغییر کرده. من همین الآن به این
مردم سفارش کردم که در برابر کمبودها صبر کنند و صرفه جویی؛ اگر فکر می کنید این
غذاها برای هر نفر طبیعی است، من که نخست وزیر هستم حق دارم که از خوردن این غذاها
خودداری کنم!»